|
ABOUT ART
MIHAN
Persian

Other Places
Home
...............
Gallery
..................
Portrait
......................
Contact
...........................
About ARTM
(English)
.................................
Fresco
...............
|
آثار شيفته نقاش، زاييده احساسات او در ارتباطش با رنگهاي خورشيد است
كه تعبير احساس ضعيفي است، از طبيعت با فصلها و شكوفههايش. خلاقيت
نقاش، با مايهاي از امپرسيونيسم توصيفي، او را به سوي زيباييهاي
گوناگون چشم انداز روبروي خود ميكشاند؛ درختان، مزارع ذزت، چمنزارهاي
مملو از گلهاي پر شكوفه در صيحي صاف همراه با حظور دائمي نور مستقيم يا
پراكنده كه با نوازش پيوسته قلممو بر بوم، در نيان درختان و چمنها به
رقص در ميآيد.
شيفته با رنگ روغن اكريليك و آبرنگ، بي دغدغه و تكلف
نقاشي ميكند. او در كاردك و قلممو را با قدرت بر روي بومي كه عمد،
مات شده ميكشد. او به جزئيات نميپردازد و آثارش داراي زمينهاي از
رنگ آبي است كه با همراهي حركات افسون شده قلممو و براقي رنگها محيطي
مرطوب را القا ميكند. او زمينههايي را ترجيح ميدهد كه بر روي بوم
داراي هماهنگي باشند و اينگونه، حيات پرشور موضوع خود را آشكار ميكند.
اندازههاي خاص كارهاي او به عمد عريض هستند تا بيننده را قادر سازد
تحركات پر از رنگ موضوعاتش را كه از حركات كوچك و نامنظم قلممو خلق
ميشود نظاره گر باشد.
نقاش خواهان اين است كه با كمك كنجكاوي بشريش در رابطه با راز خلقت
خود و يگانگي كهن به كنكاش دريافتهايش از طبيعت، شهود و زندگي به صورت
كلي بپردازد و غريزهاش او را ميخواند تا ديگربار به كشف نمادهاي كهن
نقاشيهاي بشري بپردازد. اينها همان نقاشيهاي سحرانگيز از اسبهايي است
كه بر روي ديوار غرها حك شدهاند و اكنون بر روي بومي چيندار نقش
بستهاند.
نقاشيهاي او از مناظر طبيعي، واضح و پر منفذ، حس كهن آميختگي بشر با
طبيعت را بيدار ميكند. ميتوان در آنها چمنزارها و دشتهايي را ديد كه
آرام آرام قدم به درون پاييزي مينهند
با درختهاي زيباي آن، افراي سرخ و راشهاي پر پيچ با تنههايي كه ضخامت
آنها در هر قسمت متفاوت از ديگر قسمتها است. راشهايي كه با خم شدن خود
دشواري توفانهاي گذشته را به رخ ميكشند. انبوه برگها با رنگهايي تند
نقاشي شدهاند مانند سبز و قرمز حتي تيرهترين آبيها براي گم كردن
آنها در فضايي پر مه.
تنه دختان و شاخههاي مرطوب آنها كه در آسمان گسترده شده به مانند
پردهاي است كه نقطه ارتباط و مقابل كمپو زيسيون بين گياهان و
ژرفاي افق است و فضا و چمنها را با يكديگر تركيب ميكند.
پرندگان آتش صبحگاهي سوزاني را مانند و نامتعارفترين و آسيبپذيرترين
گلها، آنهايي هستند كه در صحنه افق بسته نقاشي شدهاند و يا آنها كه
ديگر گلها در بين چمنهاي با رنگ سبز تند آفرييده شدهاند با برگهاي
پهن و ساقههايي نازك كه زيبايي آن را دوچندان ميكند.گلهاي وحشي در
كنار هم خلق شدهاند و مخلوط شدن رنگ سبز با زرد همراه با نقطههاي
قرمز كه با سفيد مايل به صورتي پوشيده شده و در زمينه كمرنگ خود محو
شدهاند و رقصان در چمنزار خود را به نمايش گذاردهاند، زندگي روزانه
طبيعت، زيبايي نور و رنگهاي درخشان را به نمايش ميگذارند. گلهاي كوچك
سفيد و قرمز در اولين لايه كمپوزيسيون قرار دارند و باعث ايجاد بيشتر
حس بعد تصاوير ميشوند.
گلها در بين ديگر گلهاي خيره كننده آفتابگردان و در ميان ساقهها و
گلهاي شاهوار با رنگهاي تند كمپوزيسيون كه در رنگ گياهي محو شدهاند،
خود به عناصري درخشان ميمانند و تمامي اعضاي هر گل، از برگ و كاسه و
مادگي آنها، تبديل به عواملي شادآفرين در نقاشي ميگردند.
گاهي گلها با رگههايي از آبي كمرنگ و پررنگ كشيده شدهاند و در
قسمتها و منحنيهاي افقي قرار داده شدهاند كه نمايش دهنده ساقههاي
نرم و با انعطاف گل و تيغ علف با نوكهاي طلايي است كه هر دم به سويي
كج ميشود. اين همانگي زيبايي را با فضا خلق كرده و به رقصي با آهنگ
موزون ميماند.
شيفته هنرمند، علفزار را پر از موج خلق ميكند كه سرانجام به هييت گلها
درآمده و ما مشتاقانه دگرديسي نقاشي با طبيعت را نظاره ميكنيم و براي
لحظهاي، نقاشي در مكاني خارج از اين عالم سير ميكند و خود را در
بيكرانگي دريا، چمنزار، ابرها و درختان غوطهور ميسازد.
صفر كه بچه آخر خانواده بود و پدرش يكي از مبارزان آن زمان بود در 5 ماهگي پدرش را از دست داد. او هرگز صورت
مهربان و تركيب قدرتمند پدرش را نديد و هرگز آغوش او را تجربه نكرد و مادرش را كه
تنها پناه و سرچشمه احساس او بود بعد از چند سال از دست داد او پسركي 5 ساله و
محروم از محبت مادر بود تنها ماند.
او در تصور بچگانه اش در فكر پيدا كردن يك دوست براي درد دل بود و آن دوست يك
ورق كاغذ و يك مداد بود كه روي آن نقاشي مي كشيد. او مي خواست افكارش را روي كاغذ
بياورد و آن استعدادي كه طبيعت به او داده بود و توجه به وضعيت زندگي و عاطفه اش
بيشتر مي شد. او حتي قبل از 8 سالگي براي مجله اطلاعات كودكان نقاشي مي كشيد.
وقتي 10 ساله شد به شاگردي استاد بهزاد يكي از بهترين استادان مينياتور آن زمان
قبول شد بعد از مدتي او به مدرسه استاد انوش رهنورد فرستاده شد جهت يادگيري رنگ و
روغن در 12 سالگي در مدرسه كمال الملك زير نظر استاد شيخ و دانشكده هنر هاي زيبا
زير نظر استاد حميدي و حيدريان و دانشكده مهندسي هنر خود را جهت رنگ و روغن وسعت
داد.
در خلال آن زمان او نمايشگاهي برپا كرد كه با تحسين بسيار از طرف مردم و دربار
حكومتي روبرو گشت و به دستور فرح (اوليا حضرت ) يك گالري در خيابان فرح شمالي در
تهران به جهت تدريس در اختيار او گذاشته شد. گالري او به نام شيفته گالري
بود او تا قبل از انقلاب براي دانشجو ها و بچه ها تدريس مي كرد بعد از انقلاب ايران
او مجبور به تعطيل كردن گالري شد و اجباراً با قلبي سنگين به ايتاليا مهاجرت كرد.
در ايتاليا با وجود محيطي آزاد او توانست به خلاقيت خود ادامه دهد.
در سال 1979 او در آكادمي هنري Bell Art جهت ارتقا دادن هنر
خود پذيرفته شد.
در سال 1982 جهت يادگيري تعمير تابلو هاي antique institute del restaure
در فلورانس شد.
در سال 1990 وارد آكادمي Bell شد و به يادگيري مجسمه سازي
پرداخت كه در سال 1993 استديوي شخصي خود را به نام Shifte-architetto
داير كرد و درسال 1994 قراردادي با يك كمپاني سوئدي به نام ullenice
امضاء كرد بر مبناي اين قرارداد او مي بايست به سوئد مسافرت كرده و چندين نقاشي
antique ديواري در قصر سوئد تعمير كند. بعداز پايان كار او
قراردادي 13 ماهه جهت بازسازي كردن قديمي ترين سالن
تأتر درشهر Karlstad
امضاء كرد. در تاريخ 1996/9/24 او به لندن مهاجرت كرد و آتليه ديگري به
نام
ART STUDIO جهت تدريس داير كرد.
|